جمعه دوم آذر 1386
|
چکیده ای از زندگی و آثار فروغ |
|
عرصۀ وجود نهاد پدرش محمد فرخ زاد یک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده و خوش باور. او فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود
|
جمعه بیستم مهر 1386
خیلی دلم تنگ شده بود واقعا واقعا واقعا
ولی بازم نمی تونم زیاد بیام خدارو شکر فردا تعطیله ممکنه منم بیام
شنبه سوم شهریور 1386
چون به هرجایی که نظر کنی
گویی نهال را هر ساعتی ده بار به هر جایی می نشانی.
پس اینچنین درخت نگیرد
* * *
در گه دل چنان باید که
دیو آنجا برسد سر بنهد مرغ آنجا برسد پر بنهد
<< آنچنان کسی دلیر باشد>>
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
همیشه به خودم می گفتم چرا وقتی به یه نفر تمرین میدن انجام نمی ده ![]()
تازه فهمیدم دنیا دست کیه![]()
امروز حاضر بودم هر چی دارم بدم ولی دیگه تمرین انجام ندم تازه منو با یه نفر انداخته بودن که ضربه هاش خیلی سنگین بود (البته باید بگم همون قدر که کتک خوردم کتکم زدم)
جمعه مسابقه اس ولی اصلا آمادگی ندارم اگه دیدین بر نگشتم برای همون مسابقه هست
.
خیلی خسته شدم و حالا بیش تر از هر وقت دیگه به خواب احتیاج دارم![]()
فعلا بای ![]()
![]()
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
بچه ها من یه خواهش دارم اگه میشه فقط نگین که وب خوبیه یا غیره چون اینقدرام
خوب نیست دوست دارم نظر تونو در مورد ضعف های مطالب بگین...
بازم میام و بازم سر بزنین![]()
![]()
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
عصبانيت و راه هاي مقابله با آن

احساساتي كه آدمي تجربه مي كند مثل شادي ، خشم و... رفتار را فعال و هدايت مي كنند. هيجان را هم عوامل دروني وهم عوامل بيروني مي توانند تحريك و راه اندازي كنند. هيجان نه تنها مضّر نيست ، بلكه لازمه زندگي است . زيرا نمي توانيم هيجان ها را از زندگي دور كنيم . تنها كاري كه مي توانيم انجام دهيم اين است كه يا از وقوع آنها بكاهيم ، يا ياد بگيريم كه چگونه با آنها سازگاري (مثل غم ) يا مقابله (مثل خشم ) داشته باشيم . همه ي ما عصبانيت را احساس كرده ايم و مي دانيم كه چيست. عصبانيت عموما" رفتار كاملا" طبيعي انسان هاست. اما زماني كه عصبانيت خارج از كنترل و ويرانگري باشد ، مي تواند مشكلاتي دركار ، ارتباطات اجتماعي و حتي در كل كيفيت زندگي به وجود آورد . ممكن است كار به جايي برسد كه شما احساس كنيد اسيرهيجان قدرتمندي هستيد كه نمي توانيد از آن اجتناب كنيد. هيجان عصبانيت مي تواند يك احساس آزار دهنده باشد يا يك عمل وحشيانه . هدف ما در اين بحث اين است كه به افراد كمك كنيم تا بتوانند عصبانيت را درك و آن را كنترل كنند.
ماهيت عصبانيت
عصبانيت يك حالت هيجاني است كه از لحاظ شدت مي تواند خفيف ، شديد يا ويرانگر باشد . همانند ديگر هيجانات . عصبانيت موجب تغييرات متعدد زيستي و فيزيولوژيكي مي شود ؛ مثل افزايش فشار خون ، ضربان قلب ، تنفس و همچنين افزايش ميزان توليد انرژي ازآدرنالين و نورآدرنالين . برانگيختگي شديد فيزيولوژيكي مشخصه آن دسته از حالات هيجاني است كه جاندار را براي عمل – فراريا جنگ – آماده مي كنند.
عصبانيت مي تواند ناشي از عوامل دروني يا بيروني باشد. شما مي توانيد از دست فرد مشخصي ، مثل يك همكار يا ازيك حا دثه ( ترافيك يا پرواز لغو شده ) عصباني شويد. عصبانيت شما مي تواند ناشي از نگراني يا تفكر شما درمورد مسائل شخصي باشد مثل قد و قيافه خود و يا يادآوري حوادث و خاطرات تلخ وآسيب زا .
تجلي عصبانيت
روش طبيعي وغريزي بيان عصبانيت رفتار پرخاشگرانه است . عصبانيت يك پاسخ طبيعي انطباقي در برابر تهديد هاست و غالباً عصبانيت احساسات و رفتار ما را بر مي انگيزد تا از خود درمقابل مهاجم دفاع كنيم يا با او بجنگيم.بنابراين ميزان معيني از عصبانيت براي ادامه حيات لازم است . ازسوي ديگر ، ما نمي توانيم به هر فرد يا شيئي كه ما را عصباني و ناراحت كرده است حمله كنيم ؛ زيرا قوانين ، هنجارها ي اجتماعي وعقل سليم تا حدود زيادي از شدت عصبانيت ما مي دهد . نشان دادن دندان ها و فشار دادن آنها به هم ، علامت بين المللي خشم وعصبانيت است، گر چه علائم ديگري نيز با عصبانيت همراه است ؛ مثل چهره ي برافروخته ، ابروان پايين افتاده و درهم كشيده و گشاد شدن سوراخ هاي بيني . البته فرهنگ نيز در اين مورد مؤثر است.
سه راه اصلي بيان احساس عصبانيت عبارت است از : ابراز كردن ، باز داري و سكوت، جرئت ابراز عصبانيت البته نه به روش هاي پرخاشگرانه . براي انجام اين كار بايد ياد گرفت كه چگونه نيازهاي خود را بيان كرد وچگونه نيازهاي خود را بدون آسيب رساندن به ديگران ارضا نمود. با جرئت بودن به معني پر زور بودن يا دعوا كردن نيست ، بلكه به معني به خود و ديگران احترام گذاشتن است .
پرخاشگري مي تواند سركوب شود و آن گاه تغيير جهت دهد ، يا در قالب جديدي خود را آشكار سازد. سركوب زماني اتفاق مي افتد كه فرد عصبانيتش را مخفي كند، ازفكر كردن به آن بپرهيزد و به موارد مثبت فكر كند. هدف از بازداري و سركوبي آن است كه رفتار سودمندتري داشته باشيم. خطر سركوبي عصبانيت اين است كه اگر بالاخره خود را آشكار نسازد مي تواند تأثيرات دروني بر شما داشته باشد. عصبانيتي كه متوجه درون است ممكن است موجب بالا رفتن فشار خون ، افسردگي و حتي سكته شود. عصبانيت هاي تخليه نشده همچنين موجب مشكلات ديگري مي شوند ؛ مثل خود خوري ، عيب جويي دائمي و رفتار پرخاشگري انفعالي .
افرادي كه دائماً دست رد به سينه ديگران مي زنند، از هر چيزي خرده مي گيرند وعيب جويي مي كنند ، ياد نگرفته اند كه چگونه عصبانيت خود را به روش مثبت بيان كنند. جاي تعجب نيست كه آنان نتوانند با ديگران روابط اجتماعي سالم داشته باشند. روش سوم اين است كه شما خود را از درون آرام كنيد . ازاين طريق نه تنها مي توانيد رفتار هاي بيروني خود را كنترل كنيد بلكه مي توانيد پاسخ هاي دروني خود را نيز مهار نماييد . مثلاً كم كم ضربان قلبتان را پايين بياوريد، خودتان را آرام واحساسات خود را مهاركنيد . به عقيده برخي روان شناسان - مثل اسپيل برگر - موقعي كه هيچ يك از سه تكنيك فوق مؤثر واقع نشوند، دراين صورت به اشياء يا افراد آسيب وارد مي شود .

غلبه برعصبانيت
هدف كنترل عصبانيت ، كاهش احساس هاي هيجاني و كاهش برانگيختگي فيزيولوژيكي است كه عصبانيت علت آنها مي باشد . هيچ كس نمي تواند از عصبانيت خلاص شود يا از آن اجتناب كند، زيرا هميشه پديده ها يا افرادي هستند كه ما را خشمگين سازند و تغيير يا كنترل آنها از توان ما خارج است . ما تنها مي توانيم ياد بگيريم كه چگونه رفتارهاي خود را كنترل و عصبانيتمان را كاهش دهيم و آن را به طريقه مناسب نشان دهيم.چرا بعضي از مردم عصباني ترند؟
طبق نظر دكتر دفن باچر ، بعضي از مردم واقعاً نسبت به ديگران بي پرواترند . آنها نسبت به عامه مردم زودتر عصباني مي شوند و عصبانيتشان هم شديد تر است. همچنين افرادي وجود دارند كه عصبانيت خود را به روش هاي غيرعادي كه موجب جلب توجه ديگران شود نشان نمي دهند، اما بسيار تحريك پذيرو كج خلق اند. افرادي كه به آساني عصباني مي شوند ممكن است دشنام دهند ، اشياء را پرت كنند ، قهر كنند و انزواي اجتماعي را انتخاب نمايند يا اين كه دچار بيماري جسمي شوند.افرادي كه معمولاً زود عصباني مي شوند سطح تحمل ناكامي درآنان پايين است، يعني دوست ندارند كه هيچ موضوعي آنها را ناراحت يا آزرده خاطر سازد. آنها آن قدر عصباني اند كه هنگام راه رفتن تعادل ندارند وآن قدر آتشين مزاج اند كه اگر موقعيت بر وفق مرادشان نباشد به خاطر كوچك ترين اشتباهي ، ديگران را شديداً تنبيه مي كنند. يكي از علل عصبانيت ، عوامل ارثي و مسائل فيزيولوژيكي است . گرچه شواهد علمي كافي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد، ولي مردها عصباني ترند. بعضي از بررسي ها نشان داده اند كه بعضي از كودكان از هنگام تولد تحريك پذير، زود رنج و كج خلق اند و اين علائم از اولين روزهاي بعد از تولد قابل مشاهده است . علل ديگر ممكن است اجتماعي – فرهنگي باشند. عصبانيت غالباً به عنوان يك رفتار منفي تلقي مي شود، زيرا ياد گرفته ايم كه اضطراب ، افسردگي ، ترس وديگر هيجاناتمان را بيان كنيم ، اما عصبانيت را مخفي كنيم . در حقيقت ما يا د نگرفته ايم كه چگونه آن را كنترل كنيم يا آن را در مسير مناسبي هدايت نماييم.
بعضي ازپژوهش ها زمينه خانوادگي را دراين مورد مؤثر مي دانند. براي نمونه ، افرادي كه به آساني عصباني مي شوند متعلق به خانواده هاي آشفته ، از هم گسيخته و خانواده هاي فاقد مهارت هاي ارتباطي و هيجاني اند، كه معمولاً بايد به عوامل بالا ، فقر اقتصادي و فقر فرهنگي را نيز افزود.
آيا خوب است اجازه دهيم تا افراد ، طغيانگر شوند؟
اين موضوع خطرناك است . بعضي از مردم اين نظريه را به عنوان عاملي براي آسيب رساندن به ديگران مي دانند . زيرا مجاز شمردن حمله هنگام عصبانيت باعث گستر ش عصبانيت و پرخاشگري مي شود و هيچ كمكي به بهبود وضعيت نسبت به شخصي كه از دست او عصباني هستيم نمي كند. بهتر است ابتدا عواملي را كه باعث شروع عصبانيت شده اند، پيدا كنيد و سپس راهبردهاي كاهش عصبانيت را توسعه دهيد.
راهبردهاي غلبه برعصبانيت
1- آرميدگيروش هاي ساده آرميدگي مثل تنفس عميق وآرام سازي ذهني مي توانند به شما دركاهش احساس عصبانيت كمك كنند. اگر شما در كار با شركاي خود دچار مشكل و عصباني شده ايد ، فكر مناسب اين است كه تكنيك هاي آرميدگي را ياد بگيريد.
به عنوان مثال مي توانيد در وضعيت راحتي دراز بكشيد، چشمانتان را ببنديد ، تمام ماهيچه هاي خود را به حالت آرميدگي در آوريد واين كار را از پاها شروع كنيد و ادامه دهيد تا تمام ماهيچه ها يتان به آرميدگي برسند. آن گاه از راه بيني نفس بكشيد و به تنفس خود توجه كنيد و هنگام بازدم بگوييد يك . دوباره نفس بكشيد وهنگام بازدم بگوييد يك . اين كار را 20 دقيقه ادامه دهيد . سعي كنيد فقط صداي نفس كشيدنتان را بشنويد.
براي رسيدن به آرميدگي مي توانيد در حالي كه در وضعيت راحتي درازكشيده ايد يك ورد يا كلمه را مكرراً تكرار كنيد، مثلاً بگوييد: آرام باش ، سخت نگير وامثال آن . روش سوم آرام سازي استفاده از تصوير سازي ذهني است. براي اين منظور يك صحنه يا تجربه زيبا و آرامش بخش را مجسم كنيد و فقط به آن فكر كنيد و اجازه ندهيد هيچ فكر ديگري به ذهن شما وارد شود تا به آرميدگي دست پيدا كنيد .
تمرين هاي فوق مي توانند عضلات شما را به آرامش برسانند واحساس آرامش شما را بيشتر كنند. اين تمرين ها را هر روز بايد انجام داد . بايد ياد بگيريد هر زماني كه در وضعيت تنش زا قرار مي گيريد به طور خودكار ا ز اين تكنيك ها استفاده كنيد.
2-
بازسازي شناختي

منظور از بازسازي شناختي اين است كه هر فردي به راحتي مي تواند افكارش را تغيير دهد. مردم عصباني تمايل دارند كه با صداي بلند حرف بزنند و ناسزا بگويند، به گونه اي كه افكار دروني خود را منعكس كنند. موقعي كه عصباني هستيد، افكارتان مي توانند خيلي اغراق آميزو غمناك باشند . تلاش كنيد به جاي اينها افكاري را كه مبثت تر ومنطقي ترند جايگزين كنيد . براي نمونه به جاي اين كه بگوييد : اَه چه قدر زشت است، چقدر وحشتناك است ، همه چيز خطرناك و مضر است ، كاري از دستم بر نمي آيد. "به خودتان بگوييد: " آن مسئله تأثيري ندارد، وعلت مضطرب بودن من در اين باره قابل درك است ، اما دنيا به آخر نرسيده . به هر حال عصبانيت نمي تواند مرا اسير خودش كند."
عباراتي مثل : اين ماشين هرگز كار نمي كند ، يا شما غالباً فراموشكاريد ، دقيقاً صحيح نيستند. كلماتِ غالباً، هرگز و امثال آن كه ممكن است براي خودمان يا هر شخص ديگري به كار بريم كمك مي كنند كه احساس كنيم عصباني شدنمان به حق و بجا بوده و راه حل ديگري وجود نداشته است. در حالي كه اين كلمات سبب توهين به افرادي مي شود كه قصد كمك به ما را دارند ودرنتيجه وضع را بدتر مي كنند. براي مثال شما دوستي داريد كه دائماً دير سر قرار ملاقات حاضر مي شود. براي شما بايد ديدن دوستتان مهم باشد نه زمان. از گفتن عباراتي مثل: توهميشه دير مي كني ، آدم غير مسئولي هستي ، شخص بي فكري هستي و ... اجتناب كنيد . چون اين جملات به دوستي تان آسيب مي زند و او را از دست شما عصباني مي كند و مي رنجاند. اول ببينيد مشكل چيست ، سپس بكوشيد براي آن راه حلي پيدا كنيد كه براي هردوي شما مناسب باشد. مثلاً مي توانيد ساعت ملاقات خود را نيم ساعت زودتر تعيين كنيد وخودتان با توجه به اين كه مي دانيد دوست شما ديرخواهد آمد نيم ساعت ديرتر سر قرار حاضر شويد تا به علت ديرآمدن او ، از دستش عصباني نشويد.
همان گونه كه بسياري از فقرا زندگي شاد، با نشاط ودلپذيري دارند، مي توان هنگام عصبانيت نيز احساس هاي مثبت و خوشايند داشت. زيرا عصباني شدن شكل ثابت وازپيش تعيين شده اي ندارد. با دور كردن ذهن از بي منطقي و روي آوردن به منطق مي توان عصبانيت را كاهش داد يا حذف كرد. منطق عصبانيت را از بين مي برد، حتي اگر عصبانيت قابل توجيه باشد مي تواند به سرعت غير منطقي شود . همه مردم خواستار ادب ، موافقت ، قدرشناسي و كلاً امور مثبت اند ودر صورت عدم دستيابي به آنها احساس شكست و ناكامي مي كنند؛ اما افراد عصباني وقتي به خواست خود نمي رسند احساس نااميدي مي كنند وعصبانيتشان نامتناسب با موقعيت ، شديد و ويرانگر است . افراد عصباني بايد انتظاراتشان را به آرزوهايشان تغيير دهند. مثلاً بهتر است بگويند كه من عواملي را كه موجب سلامت وامنيت اند دوست دارم ، نه اين كه بگويند من مي خواهم، يا من بايد فلان چيز را داشته باشم . بعضي از افراد عصبي ، از عصبانيت به عنوان راهي براي اجتناب از احساسات آزاردهنده استفاده مي كنند.
برخي از باورها و تفكرات غيرمنطقي و مولد خشم وعصبانيت كه بايد كنار گذاشته شوند عبارت اند از:
- بايد اعمال و رفتار ما هميشه مورد تأييد ديگران باشد.
- همه چيز بايد مطابق ميل ما باشد.
- سر رشته زندگي از دستمان در رفته وكنترلي بر آن نداريم .
- ما به شدت اسير گذشته هستيم.
- خود را مسئول اعمال ديگران مي دانيم.
- من فردي بسيار لايق، شايسته وباهوش هستم .
3-
مسئله گشاييبعضي از اوقات ناكامي و به دنبال آن عصبي شدن ناشي از مسائل واقعي و غير قابل اجتناب زندگي است . دراين حالت عصبانيت نابجا نبوده ، پاسخي طبيعي به مشكلات است . يك باور فرهنگي مبني بر اين كه هر مشكلي راه حلي دارد ، وجود دارد ؛ ولي ما غالباً نمي توانيم راه حل را پيدا كنيم . هميشه بهترين كار يافتن راه حل نيست ، بلكه بهتر است بدانيد كه چگونه با مسئله روبه رو شويد. مثلاً ممكن است نقشه اي بكشيد وپيشرفت خود را دراين مسير بررسي كنيد . اگر نقشه كشيدن منجر به حل مسئله نشد خود را تنبيه نكنيد . زيرا آنچه مهم است تلاش و كوشش براي حل مسئله است ، نه حل مسئله . چرا كه بعضي از مسائل حل ناشدني اند يا اين كه تنها با تلاش هاي پيگيرانه مي توان به راه حل نزديك شد . مهم آن است كه در طول تلاش ها صبرتان را از دست ندهيد و به فكر همه يا هيچ نرسيد . همچنين مسئله گشايي شامل يادگيري و انجام دادن فعاليت هايي است كه يا به محرك آزاردهنده يا به هيجان هاي منفي مثل خشم و اضطراب ، (كه به وسيله محرك هايي كه از طريق شرطي شدن به صورت علامت خطر درآمده اند) پايان دهد.4-
ورزشورزش ، مخصوصاً درفضاي باز، نه تنها سلامت جسمي را بهبود مي بخشد، بلكه به تسكين اعصاب و سلامت رواني نيز كمك مي رساند. ورزش در فضاي باز مثل پياده روي ، دويدن ، نرمش ، شنا ، فوتبال و ... سبب مصرف زياد و مداوم اكسيژن مي شود، خصوصاً اگر در فضاي سبز و مناطق كوهستاني انجام شود.ورزش مداوم سبب سلامت قلب و عروق ، كاهش چربي بدن ، زيبا سازي شكل بدن، از بين بردن غم وافسردگي و اضطراب
، افزايش عزت نفس و شادي و سرزندگي فرد و افزايش خود كنترلي رفتار مي شود.
5-شوخ طبعي
"خنده برهر درد بي درمان دواست." شوخ طبعي از طرق مختلفي مي تواند موجب كاهش عصبانيت شود. به عنوان اولين عامل ، شوخ طبعي مي تواند به شما كمك كند تا ديدگاه متعادلي داشته باشيد. زماني كه عصباني هستيد هر فردي را با نامي صدا مي كنيد يا اين كه آنها را در قالب كلمات خيالي (مثلاً هيولا) مورد خطاب قرار مي دهيد. اين كار را متوقف كنيد ودر نظر داشته باشيد كه بايد از كلمات زيبا و خوشايند استفاده كرد. شوخ طبعي بارمشكلات ما را سبك مي كند وبه ما كمك مي كند تا شرايط استرس زا را تحمل كنيم . نرمان كازنيز ( 1979) ، در كتاب خود با نام آناتومي بيماري ، خاطر نشان مي كند كه ده دقيقه خنده از ته دل اثرتسكيني قوي بر درد و ناراحتي دارد. شوخ طبعي نه تنها روحيه ما و اطرافيانمان را شاد مي كند بلكه باعث افزايش انرژي و توان براي حل مشكلات و برخورد با مسائل مي شود. شوخ طبعي همچنين باعث خوشبيني مي شود.6-
اجتناباگر هنگام ورود به اتاق كودكتان بي نظمي اتاقش سبب عصبي شدن شما مي شود، در اتاق او را ببنديد. ازهر عاملي كه عصبانيت شما را بر مي انگيزد ، پرهيز كنيد . نگوييد كه " چون من عصباني مي شوم ، بچه ام بايد اتاقش را مرتب كند"، اين درست نيست ، درست اين است كه خودتان را آرام كنيد.براي رهايي از درد سرهاي ترافيك يا بايد مسير روزانه تردد خود را تغيير دهيد، يا از اتوبوس و قطار برقي زيرزميني استفاده كنيد ، يا جزء به جزء مسير خود را مشخص كنيد . درغير اين صورت بايد خود را به دست ترافيك بسپاريد.
7-
داشتن شخصيت تيپBيكي از طبقه بندهاي شخصيتي ، قراردادن افراد دردو تيپB وA است . افراد تيپAمبارزه جو، بي حوصله ، رقابت پيشه و پرخاشگرند. آنها احساس مي كنند كه هل داده مي شوند و زير فشارند. آنها زودتر از موقع برسر قرار حاضر مي شوند، تند راه مي روند ، تند حرف مي زنند وتند غذا مي خورند و از افراد كند كاربدشان مي آيد. افراد تيپBافرادي اند كه زندگي را آسان مي گيرند و بيشتر به كيفيت آن توجه دارند. آنها كمتر جاه طلب ، كمتر بي حوصله و بيشترمنظم و محتاط اند . با تغيير شخصيت از تيپAبه تيپB مي توان از ميزان و شدت عصبانيت كاست.8-
تغيير محيطبعضي از اوقات عوامل محيطي - اجتماعي محرك عصبانيت و ناراحتي ما مي باشند. دراين گونه موارد يگانه راه براي حل مشكل ، تغيير محيط است . مثلاً فرد درون گرايي كه به عنوان مسئول روابط عمومي سازمان يا اداره اي مشغول به كارشده است، بايد مسئوليت ومحيط كارش تغيير يابد. يا فردي كه به كشوري مهاجرت كرده است كه بين آن كشور و كشور محل تولدش هيچ همخواني فرهنگي وجود ندارد، راه حل اساسي، بازگشت به كشور خود مي باشد.9-
ارتباط بهترمردم عصباني تمايل دارند كه زود به نتيجه برسند، بعضي ازاين به هدف رسيدن ها مي تواند تا حدودي نادرست باشد. اگرشما از مباحثه اي ناراحت شده ايد ، اولين كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه فكرتان را بر روي پاسخ ها متمركز كنيد و ناراحتيتان را كاهش دهيد. نمي گوييم كه اولين چيزي را كه به ذهنتان آمد به زبان آوريد ، بلكه مي گوييم كه عصبانيت خود را كاهش دهيد ودرمورد حرفي كه مي خواهيد بزنيد، فكر كنيد.به دقت به آنچه به شما مي گويند گوش بدهيد و قبل از پاسخ دهي ، آنها را تفسير كنيد . همچنين به آنچه علت اصلي عصباني شدن شماست گوش بدهيد. براي مثال، شما آزادي و در حال خود بودن را دوست داريد، وبه علت اهميتي كه به ديگران مي دهيد خواهان پيوند گسترده با مردم هستيد . اگر همكارتان در مورد كارها ي شما شروع به غر زدن كند، با خطا كارخواندن او يا فردي كه هميشه ايجاد مشكل مي كند، تلافي نكنيد.
زماني كه فردي ازما عيب جويي مي كند، دفاع كردنمان طبيعي است ، ولي ما با او نمي جنگيم . در عوض ممكن است بگوييم كه او از روي ناداني صحبت مي كند ، ما را دوست ندارد، اوفرد كم حوصله و ناشكيبايي است و نياز به مقداري تنفس و استراحت براي رسيدن به آرامش دارد. بايد دراين گونه مواقع خودمان را خونسرد نشان دهيم تا از وقوع يك فاجعه جلوگيري كنيم .

10-
زمان بنديانسان هميشه دريك حالت و وضعيت روحي – رواني نيست . بعضي از افراد صبح ها سرحال و پرانرژي اند و عصرها خسته . به همين علت عصرها و شب ها ممكن است سطح تحمل شان بسيار پايين باشد وآماده عصباني شدن باشند. دراين گونه موارد بهتر است موضوعات ومسائل حساس بحث برانگيز در ساعاتي مطرح شوند كه زماني مناسب است . مثلاً شب هنگام ، زماني كه همسرتان موضوع بحث برانگيزي را مطرح مي كند ممكن است شما تمايل داشته باشيد كه با او دعوا كنيد، به اين دليل كه شما خسته يا آشفته ايد، بهتر است طرح اين گونه موضوعات را به زمان ديگري موكول كنيد تا صحبت هايتان منجر به بحث و جدل نشود. بنابراين مسائل بايد در زمان مناسب مطرح شوند تا نتيجه بخش باشند.11-
آزمون مصون سازيهدف از اين روش كه به وسيله مايكنبام مطرح شده است ، ايجاد مهارت هاي مقابله با موقعيت هاي استرس زاست. اين روش چهار مرحله دارد :الف – آماده شدن براي موقعيت استرس زا
ب – مقابله با محرك و موقعيت استرس زا وكنار آمدن با آن
ج – مقابله با احساس تحريك شدن به وسيله موقعيت استرس زا
د – تقويت خود پس از موفقيت دركنترل خود
نواكر ( 1975) اين روش را براي كمك به افراد ، دركنترل خشم ، درموقعيت هاي مولد عصبانيت با موفقيت به كاربست . آزمودني هاي نواكر ، مردان جوان خشمگيني بودند كه به سادگي عصباني مي شدند. محرك عصبانيت فردي بود كه با حالت غير دوستانه به آزمودني ها نگاه مي كرد. نگاه با حالت غير دوستانه سبب مي شد كه درآزمودني ها احساسات و افكاري مبني براين كه طرف مقابل ، آنها را حقير مي شمارد ايجاد شود واين احساس ها منجر به اين مي شد كه آزمودني ها عصباني شده ، دعوا كنند. نواكر مراحل چهارگانه فوق را به اين شكل به اجرا در آورد:
در مرحله 1، فرد پيش از مقابله با محرك استرس زا ، مثلاً قبل از ورود به يك مكان عمومي مثل رستوران ، به خود بگويد: تصميم دارم كاري بكنم كه كنترلم را از دست ندهم. درمرحله 2، هنگامي كه مردي گستاخانه به او نگاه مي كند به خود مي گويد: مي توانم بدون از دست دادن كنترل اين موقعيت را تحمل كنم . به او فرصت نمي دهم كه با ديدن عصبانيت من خرسند شود . درمرحله 3 وقتي كه مرد مي خواهد با او دعوا را آ غاز كند و او شديداً تحريك شده است ، به خود مي گويد: حتي حالا هم مي توانم خود را كنترل كنم . وضعيت انفجار آميز است ، اما من آرامم واين حالت را خنثي مي كنم . درمرحله آخر، پس از آن كه آزمودني از پس موقعيت بر آمد به خود مي گويد: " من واقعاً كاردرست وخوبي كردم ، آفرين به خودم."
12-
خود كنترلي بندوراييخود كنترلي رفتار توسط بندورا مطرح شده و داراي سه مرحله است:الف – توجه ومشاهده اعمال و رفتار خود
ب – قضاوت درمورد اعمال و رفتار خود
ج – پيامدهاي شخصي
از اين روش براي كنترل عصبانيت به اين شكل مي توان استفاده كرد كه از فرد بخواهيم در پايان روز (مثلاً آخر شب ) دفعات عصبي شدن هاي خود را روي يك كاغذ يادداشت كند و آنها را بشمارد . فردا نيزاين عمل را انجام دهد. اگر تعداد عصبانيت امروزش كمتر از ديروز باشد خود را پاداش دهد و تشويق كند، و اگر بيشتر از ديروز بود خود را تنبيه و سرزنش نمايد. با تكرار اين عمل براي روزهاي بعد و مقايسه آن با روز قبل، به اين شكل كه در صورت كاهش وقوع عصبانيت ، خود را تشويق ودر غير اين صورت خود را تنبيه كند، مي تواند عصبانيتش را كاهش داده ، به صفر برساند تا اين كه درحد طبيعي باشد. خود تشويقي مي تواند به شكل گوش دادن به يك موسيقي ، ديدن فيلم ، رفتن به پارك و... باشد. خود تنبيهي نيز مي تواند به طرق مختلفي چون محروم كردن خود از يك وعده غذاي دوست داشتني ، نديدن يك برنامه جذاب تلويزيوني و ... صورت پذيرد. انسان عاقل و متمدن بدون نياز به ناظر وكنترل كننده بيروني مي تواند هدايت گر اعمال خود باشد.
نياز به مشاوره
اگر احساس مي كنيد كه عصبانيت شما خارج از كنترل است ، اگر عصبانيت شما تاثيرات منفي بر روابط اجتماعي وشغلي تان گذاشته است ، يا اين كه قسمت مهمي از زندگي تان تحت تأثير آن است ، ممكن است به مشاوره به عنوان عاملي براي ياد گيري توجه كنيد كه به شما كمك مي كند چگونه بهتر رفتار كنيد . يك روان شناس يا مشاور مي تواند به شما كمك كند تا با به كارگيري تكنيك هاي تغييرافكار و رفتار، اعمال خود را كنترل كنيد. بايد به مراجع اطمينان داد كه مشكل او قابل حل است و تكنيك هاي تغيير رفتار تنها براي تأثير گذاشتن بر احساس و تجليا ت احساسي ، مورد استفاده قرار نمي گيرند. روان شناسان در برخورد با مراجعانِ خواهان كمك ، بايد كارخود را متمركز برسه موضو ع نمايند:الف) جرئت آموزي به افراد عصباني تا عصبانيت خود را سركوب يا دروني نكنند، بلكه آن را به روش هاي منطقي غير پرخاشگرانه ابراز دارند. فردي كه عصبانيتش را ابراز نمي دارد روز به روز منفعل تر وبيمارتر مي شود.
ب) آموزش اين كه عصبانيت جزئي از زندگي و حذف آن غير ممكن است . زندگي بايد توأم با ناكامي ، درد، فقر و ديگر مسائل غيرقابل پيش بيني باشد . همان گونه كه نمي توان مانع رخداد بيماري ، فقر، مرگ ، شكست و... شد، پديده هاي مولد عصبانيت را نيز نمي توان حذف كرد.
ج) آموزش تكنيك هاي تغيير رفتار براي تأثير گذاري برعصبانيت و كاستن از شدت آن .
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386
احترام به معنای احساس ارزش و اعتبار برای کسی است و خود فرد آن را به دست می آورد. بااینکه همه ی انسانها شایسته احترام هستند، اما متاسفانه حقیقت این است که برخی از افراد قادر به کسب این احترام نیستند. البته راه های مختلفی وجود دارد که شما می توانید خود را در موقعیت هایی قرار دهید که احترامی را که سزاوار آن هستید به دست آورید. مهمترین عوامل در این زمینه احترام گذاشتن به دیگران، احترام گذاشتن به خودتان، داشتن اعتماد به نفس، نترسیدن از تصمیم گیری، و خوب لباس پوشیدن است. این عوامل به شما کمک می کند تا احترامی را که شایسته شماست کسب کنید.
اگر انتظار دارید که دیگران با شما با احترام رفتار کنند، اولین قدم این است که با دیگران با احترام رفتار کنید.
اگر رفتاری غیر محترمانه با دیگران دارید، برای آنها هم احترام گذاشتن به شما دشوار خواهد شد. احترام گذاشتن به دیگران نشانه این است که خود شما نیز شایسته احترامید. اگر به دیگران احترام نگذارید، مردم شما را به چشم انسانی بی محبت نگاه می کنند که قادر به درک ارزش وجودی دیگران نیست. بعضی از رئیس ها و مدیران شرکت ها سعی می کنند با اعمال اقتدار خود بر زیر دستانشان احترام کسب کنند. با اینکه اقتدار خصوصیتی است که احترام می طلبد، اما اگر رئیس قادر به درک دستاوردهای کارمندان خود نباشد، کارمندان از او کینه به دل گرفته و هیچگاه احترامی که سزاوار آن باشد را به او عرضه نمی کنند. از طرف دیگر، رئیسی که علاوه بر اعمال اقتدار خود بر کارمندانش، از آنها دلجویی و حمایت می کند و به افکار و ایده های آنها گوش می دهد، خیلی راحت احترام زیردستانش را جلب میکند.
یکی دیگر از عوامل مهم در جلب احترام اطرافیان، احترام گذاشتن به خود است.
احترام به خود یعنی درک ارزش وجودی خود و داشتن برخوردی مؤدبانه و محترمانه با خود. داشتن رفتار محترمانه با دیگران اهمیت زیادی دارد، اما نباید از داشتن رفتاری محترمانه با خود چشم پوشی کنید. ممکن است برای کنار آمدن با ناتوانی های خود، خود را تحقیر کنید، اما این نوع رفتار به دیگران نشان می دهد که شما ارزش احترام آنها را ندارید. پس برای جلب احترام دیگران، اول باید خودتان به خودتان احترام بگذارید.
داشتن اعتماد به نفس نیز در جلب احترام دیگران تاثیر گذار است.
مطمئن از خود بودن، بدون حس تکبر و خودبینی نشان دهنده این است که شما از قابلیت ها و توانایی های خود آگاهید و قابل احترامید. اگر خودتان به توانایی های خود باور داشته باشید و اجازه بدهید که دیگران نیز از قابلیت های شما آگاه شوند، قادر خواهید بود که به راحتی احترام آنها را به خود جلب کنید. اما به خاطر داشته باشید که اعتماد به نفس بیش از حد برعکس این عمل می کند و شما در نظر دیگران فردی خودخواه و از خود متشکر نشان خواهد داد و باعث می شود آنها هیچ احترامی برای شما قائل نشوند.
داشتن قدرت تصمیم گیری یکی دیگر از جنبه های جلب احترام دیگران است.
این عامل نیز با اعتماد به نفس رابطه ای نزدیک دارد، چرا که اگر شما از خودتان مطمئن باشید، برای گرفتن تصمیم درست در موقعیت های مختلف تردیدی به دل راه نمیدهید. اگر بتوانید با اطمینان و بدون هیچگونه تردید و دودلی تصمیم گیری کنید، باعث میشود اطرافیانتان به شما اعتماد پیدا کنند. با اینکه گرفتن مشورت و نظرخواهی از دیگران هم در این زمینه اهمیت دارد، اما در آخر این شما هستید که باید تصمیم بگیرید. اگر بدون نشان دادن هیچگونه علائمی از تردید تصمیمات درست اتخاذ کنید، دیگران به این قابلیت و قدرت شما احترام خواهند گذاشت.
نحوه لباس پوشیدن هم در جلب احترام اطرافیان تاثیر مستقیم دارد.
با اینکه پوشیدن لباس های عادی و راحت در اکثر محیط های کاری قابل قبول است، اما خودتان شاهد هستید که افرادی که در شرکت یا محل کار سِمَت های بالاتری دارند معمولاً فراتر از حالت عادی لباس می پوشند. بااینکه لباسهای شما نشان دهنده توانایی ها و قابلیت های شما نیست، اما اطرافیانتان معمولاً از روی لباس پوشیدن شما درموردتان قضاوت می کنند. از اینرو باید سعی کنید که همیشه برازنده و خوش لباس باشید. اینکار در جلب احترام دوستان و اطرافیانتان به شما کمک می کند.
مهمترین مسئله ای که درمورد احترام باید بدانید این است که احترام چیزی نیست که دیگران به طور خودکار به شما عرضه کنند، بلکه خودتان باید آن را کسب کنید. میتوانید با احترام گذاشتن به خودتان و دیگران، داشتن اعتماد به نفس کافی، نشان دادن اقتدار در تصمیم گیری ها و همچنین خوب لباس پوشیدن احترام اطرافیانتان را جلب کنید .
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386
برتر از پرواز
دریچه باز قفس بر تازگی باغ ها سرانگیز است
اما بال از جنبش رسته است
وسوسه چمن ها بیهوده است
میان پرنده و پرواز فراموشی بال و پر است
در چشم پرنده قطره بینایی است
ساقه به بالا می رود میوه فرو می افتد دگرگونی غمنک است
نور آلودگی است نوسان آلودگی است رفتن آلودگی
پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است
چشمانش پرتو میوه ها را می راند
سرودش بر زیر و بم شاخه ها پیشی گرفته است
سرشاری اش قفس را می لرزاند
نسیم هوا را می شکند : دریچه قفس بی تاب است .
سهراب سپهری
دوشنبه هشتم مرداد 1386
باغ من
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر،با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست ،
با سکوت پاک غمناکش.
ساز او باران ، سرودش باد،
جامه اش شولای عریانی ست.
وز جز اینش جامه ای باید،
بافته بس شعله ی زر تار پودش باد.
گو بروید ،یا نروید، هر چه در هر جا که خواهد،
یا نمی خواهد.
باغبان و رهگذاری نیست .
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست .
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سر به گرد و نسای اینک خفته در تابوت
پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده ای از خونی ست اشک آمیز.
جادوان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها،پاییز.
پنجشنبه چهارم مرداد 1386
من فعلا نمی تونم به اینترنت وصل شم.
پس اگر نظر دادین نتونستم جواب بدم از روی بی توجهی نیست.![]()
ولی در مورد همینا نظر بدین من تا یه هفته دیگه یا شایدم زودتر میام![]()
شنبه سی ام تیر 1386
اين بدان معناست كه ما كارهاي را كه بايد انجام بدهيم نمي دهيم و قصد تغيير دادن راه و روش خود را نيز نداريم خيلي راحت مي گوييم چرا نمي توانند من را همين طور كه هستم بپذيرند و دوست داشته باشند؟
واقعيت اين است كه براي انكه دوستمان بدارند بايد دوست داشتني باشيم.
دوست داشتني شدن كار زياد سختي نيست براي شروع بهتر است وقتي با ديگران روبه رو مي شويد لبخند بزنيد و با روي باز با آنها صحبت كنيد رفتاري دوستانه و صميمي داشته باشيد از مشكلات آنها با خبر شويد و سعي كنيد دركشان نماييد و به احساساتشان توجه كنيد.
وقتي با ديگران رو به رو مي شويد بلافاصله سلام كنيد منتظر نمانيد آنها سلام كنند آنها را به اسم كوچك صدا بزنيد نشان دهيد كه از ديدنشان خوشحال هستيد.
طوري رفتار كنيد كا انگار از زندگي حسابي لذت مي بريد هميشه به خوبي ها فكر كنيد حتي اگر زياد هم مايل نيستيد خود را مثبت نشان دهيد هرگز شكايت نكنيد و غر نزنيد.
جمعه بیست و نهم تیر 1386
دوستتان دارم به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم![]()
جمعه بیست و نهم تیر 1386
امشب و همه ی شبای دیگه فقط دلتونه که تنهاتون نمی زاره
و من هرگز تنها نیستم
همانطور که شما تنهانیستید...
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386
من این مطلبو ننوشتم که بگم وضعیت چطوره می خوام بگم
که چرا اینقدر خانوما باعث شدن بزنن تو سرشون
آخه من تا کی بگم تا وقتی که همه ی خانوما مث مردا یکی نشن و
اتحاد نداشته باشن و همش زیراب همدیگه رو بزنن همینه که هست
البته آقایون نگن که آره تقصیر ما نیست اتفاقا من می گم اگه همین طوری
که خانوما هوای شما رو دارن شمام هوای اونا رو داشته باشین
دنیا بهشت می شه![]()
![]()
راستی این مطلبو از وبلاگ رضوانه خانوم برداشتم
از همین جا
تقدیم به شما رضوانه جان
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386

خلبانهای دنیا، زن بودند اما این نسبت به 30 درصد كاهش یافته است.
به گفته وی در حال حاضر، دو خلبان زن در شركتهای
هواپیمایی آسمان و ایران ایر، پرواز میكنند.
گفتنی است در سال 1381، عفت تجارتچی، اولین خلبان
زن ایرانی بوده كه با هواپیمای شخصی پرواز میكرده است.
این كارشناس پرواز میگوید: با توجه به عدم تمایل ایرلاینها
به استفاده از خلبانان زن، آموزشگاههای خلبانی به دانشجویان
زن اعلام میكنند كه بازار كار مناسبی برای آنها وجود ندارد.
بحیرایی تعداد خلبانان بیكار را حدود 300 نفر عنوان كرد كه
10 نفر آنها زن هستند. 
یك كارشناس پرواز مدعی است كه زنان خلبان در تست های
روانشناسی پرواز موفق نیستند و به این دلیل بازار كار مناسبی
ندارند.
محمد بشارتی می گوید: «خلبان ها باید قدرت تصمیم گیری
بالاو واكنش سریع داشته باشند اما زنان چندان در این كار
موفق نیستند.» به گفته وی; در خطوط پروازی اروپا دو،
سه خلبان زن وجود دارد و زنان بیش تر در خدمات پرواز
و مهمانداری فعالیت می كنند.»این كارشناس حمل و نقل
تاكید می كند: «حدود 95 درصد نیروی انسانی در بخش
خدمات پروازی زن هستند و در آژانس های هواپیمایی نیز
زنان اكثریت دارند.»
وی می افزاید: «با توجه به آن كه بازار كار مناسبی برای
خلبانان زن وجود ندارد، بیش تر آن ها برای پرواز با
هواپیماهای شخصی و تفریحی آموزش می بینند.»
منبع: روزنامه سرمایه شماره 490 مورخه 6/4/86 صفحه 5
رییس پژوهشكده استاندارد و حقوق دانشكده هوا و فضا:
مقاومت روانی برای پرواز خلبانان زن وجود دارد
ایسنا- «در برابر پرواز خلبانان زن مقاومت روانی وجود
دارد و برخی فكر می كنند زنان نمی توانند به عنوان كاپیتان
پرواز كنند.»
علی اكبر گلرو، رییس پژوهشكده استاندارد و حقوق دانشكده
هوا و فضا اظهار كرد: «خلبانی نیاز به دقت بالایی دارد و
دقت و ظرافت زنان در انجام امور از مردان هم بیش تر است.»
به گفته وی، در خطوط تولید كارخانجات مربوط به قطعات
حساس الكترونیك از زنان استفاده می شود زیرا به طور ذاتی
امور را با ظرافت بیش تری انجام می دهند.
گلرو تصریح كرد: «زنان خلبان به دلیل نداشتن تجربه لازم
هنوز نتوانسته اند جایگاه خود را در خطوط هوایی كشور
پیدا كنند. هر كاپیتان مسافربری باید حداقل بالای هفت،
هشت سال تجربه كاری داشته باشد و زنان با توجه به آن
كه تازه شروع به كار كرده اند تجربه پروازی لازم را ندارند.»
وی افزود: «خلبانان بعد از دریافت گواهینامه حمل و نقل هوایی
حداقل پنج سال باید به عنوان كمك خلبان پرواز كنند تا بتوانند
هدایت هواپیما را در دست گیرند.»
رییس پژوهشكده استاندارد و حقوق دانشكده هوا و فضا معتقد
است; زنان كمبودی برای انجام وظایف خلبانی ندارند و با توجه
به دقت و حساسیت بیش تر می توانند بهتر از خلبان مرد عمل
كنند.
منبع: روزنامه سرمایه شماره 491 مورخه 7/4/86 صفحه 5


برداشت از کلوب ایران ایر
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
|
چگونه جذاب شویم | |
|
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
فعلا![]()
جمعه بیست و دوم تیر 1386
نمی تونم درست حسابی آن شم تند و تند دی سی میشه.![]()
امروز رفته بودم کلاس این دبیرمون یه خورده زود عصبانی میشه(منظورم اینه همش عصبانیه)![]()
منم غیبت داشتم اوضام بی ریخت بود انگار علاوه بر من ۳نفر دیگم نرفته بودن خیال می کردیم الان بیاد
قیامت به پا می کنه![]()
بعدم گفتن باید توی حیاط منتظر باشین تا بیاد اگه راضی شد بعد بیان سر کلاس این منشی هم
حسابی مارو ترسوند که آره هرچی بگین قبول نمی کنه الان حداقلش اینه یه داد حسابی سرتون بزنه
البته ناگفته نماند من توی راضی کردن مردم سر رشته دارم برای همین ته دلم احساس آرامش می کردم
خلاصه یه ۳ دقیقه معطل شدیم تا بیاد ولی به محض اینکه وارد شد فهمیدم اوضاع خوبه چون به قول
معروف یه صفا به صورتش داده بود بهترین لباسشم پوشیده بود برای همین قصر در رفتیم و فقط یه ذره
غر زد و اسمامونو پرسید و رفت ![]()
باور کنین بعدش به هرکی می گفتیم قصر در رفتیم باور نمیکرد(البته من باید یه دوره کلاس ابهت برم پیشش چون همه ازش می ترسن باور کنین بیشتر از عزاییل)![]()
خب دوستان زیاد مزاحمتون نمی شم فعلا خداحافظ
راستی تا یادم نرفته بگم متوجه ی کم محتوایی وبلاگ شدم سعی می کنم مطالب بروز تر و جالب تری بذارم.

